بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت شصت و دوم :
سه هفته از حضور مژگان گذشت...
سیاوش در این فاصله سوییت پایین را به بیشتر وسایل ضروری مجهز کرد و مژگان وسایلش را به آنجا انتقال داد. خانهی جدیدش دو اتاق تودرتو بود، با سقفی کوتاه. فضای کوچکی هم بیرون درب ورودیاش بود که سرویس بهداشتی در آنجا قرار داشت و از کنار آن هفت هشت پله، سوییت کوچکش را به خانهی مجلل سیاوش متصل میکرد.
با روال کاری خانه آشنا شده بود. هر روز سیاوش را بØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0خدا قوت به مریم بانوی عزیز با این رمان زیباواقعا قلم زیبایی دارین خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤
۱۲ ماه پیشمیم
0لالایی بلده وخوابش نمیبره،اون سیلی وصدبرابرش حق آتیه بود مطمئنم از عمد خودشو انداخت تازه نازشم می کشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله واقعا... حق آتیه بود😢
۱ سال پیشهنگامه
1داستان جالبیه خانم جاری خداقوت قلمتونو دوست دارم با سبک رمانایی که خوندم فرق میکنه خیلی روون و گرمه همه شخصیتا رو به یه شکلی دوست دارم
۱ سال پیشنسترن
2عالی بود خانم جاری
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

صبا
0واقعا از سیاوش انتظار چنین رفتاری رو نداشتم